پیشترها فکر میکردم که قربان صدقه رفتنم برای کلمات، فقط به زبان مادری و خیلی هم که عمیقتر خواستم بشوم به زبان مازنی محدود میشود... این روزها انگلیسی و آلمانی را هم به مجموعه ام اضافه کردم.. کلماتی دارم در ذهنم با لهجه های بانمک که هنگام ادایشان به اندازه ی فکر کردن و نوشتنِ گنجشکک اشی مشی، خرمالو، خونه، حوض آبی، آبی، عکاس باشی، بهارنارنج، کوچه بن بست، کافه، خیابون، بیدمجنون، پرتقال، ماهی طلایی، خون
برچسب: رنجی,بریم,
نویسنده: پندار قاسمیپور
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 9:34